تبلیغات
اما من که تنها نیستم
اما من که تنها نیستم

(اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتنهاست)


خدایا....

الهی ! هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی ...

الهی ! از تو تنها تو را می خواهم ...

الهی ! چون تو حاضری چه جویم ... و چون تو ناظری چه گویم ...

خدایا ! مرا به خاطر شکایتهایم ببخش ...

خدایا ! از تو به خاطر آنچه برایم مقدر کرده ای متشکرم ...

الهی ! آن خواهم که هیچ نخواهم ...

خدایا! ما اگر بد کنیم، تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست؟

الهی ! درمانده ام از دست خویش و به مدد فیض تو محتاجم ...

خدای من ! عاقبت همه ما را ختم به خیر بگردان ...

الهی ! اگر من از تو جز تو خواهم، فرق میان من و بت پرست چیست؟

خدایا ! آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم ...

خدایا ! شهامت عطا فرما تا آنچه را می توانم تغییر دهم ...

معبودا ! تو كیستی كه من اینگونه بی تو بی تابم ...

معبودا ! مرا بیشتر از پیش عاشق خود بگردان ...

خالقا ! بهتر آنست که جز تو کسی را برای خویش و به نام خویش مخوانیم یاریمان ده

پروردگارا ! عظمتت را شکر؛ شکوهت را سجده و مهربانیت را سپاس ....

خدایا ! به من صبر و بینشی عطا فرما تا در مشکلات و مصائب هم شاکرت باشم ...

خدایا ! مرا تنها وامگذار که تو بهترین دادرسی ...

خدایا ! مرا به گونه ای بساز و شکل بده و بتراش که مایه شرمساری تو نباشم ...

خدایا ! به ما معرفتی عطا كن تا بتوانیم آنطور كه تو می پسندی زندگی كنیم ...

خداوندا ! اگر داشته هایم ذلیلم می کند ندارم کن ...

خداوندا ! اگر کاشتم اسیر چیدنم می کند بی کارم کن 


یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 توسط مهلا | نظرات ()

ولادت حضرت فاطمه گرامی باد

http://up.vatandownload.com/images/duy0hukbp7c0ba3gezho.jpg


بوی بهشت می دهد دست دعای مادرم

سجده پس از خدا برم بر کف پای مادرم

اتش پاک عشق را دامن شوق می زند

در دل خام-سوز من حمد و نثای مادرم




چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 توسط مهلا | نظرات ()

مهربانا

به احترام نام بلند تو صبح به صبح به همه گلدان ها و گنجشکها سلام می کنم و برای بیدهای مجنون دست تکان می دهم .
از تو چه پنهان که چند وقت است اتاق کوچک دلم مه آلود است ... دلتنگم !
مدتی ست که مثل ابری مست آواره دره های نگرانی شده ام .
در انتظار نیم نگاهی از مشرق چشمانت لحظه هایم زیر گام های اضطراب له می شوند . درست مثل این دل خسته که این روزها با خبر زلزله ندیدنت ویران شده است
از کوچه های بن بست بیزارم . از خیابان هایی که بوی مهربانی تو را نمی دهند ...
از هر چیز و هر کس که نشانی تو را گم کرده باشد ...
 حتی از خودم ... خودم ... خودم ...
مهربانا ! باز هم نارنجستان خیالم بهانه حضور اردیبهشتی تو را گرفته است


جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط مهلا | نظرات ()

خدایا !!

خ د ا ی ا !!!
کــآش مـیشــُد جــآی مـَن بــآشی
 تـــآ بــدانی ، کـ ِ چــه حـسـی دارد
وقتــی دِلمــ بــرای ِ کـسـی مـِثل ِ تـــو
تــَنگـــ میشــود 


یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 توسط مهلا | نظرات ()

شهادت فاطمه زهرا تسلیت باد


خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد



یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 توسط مهلا | نظرات ()

فقط تو

وقتی‌ قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می‌شود
وقتی‌ نمی‌توانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی‌ كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می‌شكند
وقتی‌ احساس‌ می‌كنیم‌ بدبختی‌ها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی‌ امیدها ته‌ می‌كشد و انتظارها به‌ سر نمی‌رسد
وقتی‌ طاقتمان‌ طاق‌ می‌شود و تحملمان‌ تمام
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم‌ و مطمئنیم‌ كه‌ تو،
فقط‌ تویی‌ كه‌ كمكمان‌ می‌كنی


سه شنبه 29 فروردین 1391 توسط مهلا | نظرات ()

تو لیاقتشو داری

هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم.

تا حالا از خودتون پرسیدین: قیمت یه روز بارونی چنده؟

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می‌خری؟



ادامه مطلب

سه شنبه 22 فروردین 1391 توسط مهلا | نظرات ()

فقیر - داستان بهلول

روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که بین فقرا و نیازمندان قسمت کند. بهلول وجه را گرفت و لحظه ای بعد آنرا به خلیفه بازگرداند.
هارون دلیل این امر را سوال کرد، بهلول گفت: هر چه فکر کردم از خلیفه محتاج تر و فقیرتر نیافتم. چرا که می بینم ماموران تو به ضرب تازیانه از مردم باج و خراج می گیرند و در خزانه ی تو می ریزند، از این جهت دیدم که نیاز تو از همه بیشتر است، لذا وجه را به خودت بازگرداندم


چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط مهلا | نظرات ()

بهار می اید

سفره هفت سین


همان که هم دنیای بیرون را بهاری می‌کند هم دنیای درونمان را
همان که با هر قدمش سبزه می روید و با هر نفسش گرما می بخشد
بهارِ طبیعت بهانه است!!!
تلنگری است برای روح‌های مرده‌ی ما آدمیان
تا شاید دلتنگ بهار دل‌ها شویم
بخواهیمش و پنجره‌ی دل را به سویش بگشاییم
بهار می آید تا دلمان از خواب زمستانی بیدار شود
 تا بهانه بگیرد نبود بهاری ترین مرد عالم را
تا به حرکت درآورد این روح افسرده را
تا انگیزه ای شود برای یک تصمیم. تصمیم برای بهاری شدن
و ای کاش به ساعت اکنون دلمان هم اینک بهار برسد


دوشنبه 29 اسفند 1390 توسط مهلا | نظرات ()

دعا میکنم

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

در انحصار قطره های اشک نبینم

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و

 بوی بهار را دارد همیشه از حرارت عشق گرم باشد

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت

هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که

هیچگاه غروب نکند



دوشنبه 22 اسفند 1390 توسط مهلا | نظرات ()

گفتگوی خدا و بنده..

گفت و گوی خدا و بنده ...

خدا:بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده:خدایا!خسته ام!نمی توانم.

خدا:بنده ی من،دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده:خدایا!خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا:بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده:خدایا سه رکعت زیاد است

خدا:بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده:خدایا!امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا:بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده:خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم از سرم می پرد!

خدا:بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیممکن و بگو یا الله

بنده:خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را زیر پتو در بیاورم.

خدا:بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم.
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.

خدا:ملائکه ی من!ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده ،او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.

ملائکه:خداوندا!دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید.

خدا :ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست.

ملائکه:پروردگارا !باز هم بیدار نمی شود!

خدا :اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صحبت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد.

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا:او جز من کسی ندارد...شاید توبه کرد...
بنده ی من تو هنگامی که به نماز می ایستی آنچنان گوش فرا می دهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صدها خدا داری.


چهارشنبه 17 اسفند 1390 توسط مهلا | نظرات ()

از ادمها دلگیرم

از آدم ها دلگیرم که خوب های خودشان را از بد تو ، مو شکافی میکنند و بدهایشان را در جیب های لباس هایی که دیگر از پوشیدنش خجالت میکشند ، پنهان میکنند

 از اینکه ژست یک کشیش را میگیرند، وقتی هوای اعتراف داری و درد هایت را که میشنوند  خیالشان راحت میشود هنوز میتوانند کمی خودشان را از تو  کشیش تر ببینند

از آدم ها دلگیرم وقتی تمام دنیایشان اثبات کردن است! همین که گیرت بیاورند تمام آنچه را که نمی توانند به خورد خودشان دهند به تو اثبات می کنند به کسی غیر از خود ، برتری هایشان را آویزان کنند تا از دور به کلکسیون افتخاراتشان نگاه کنند و هر بار که ایمانشان را از دست دهند ، آنقدر امین حسابت میکنند که تو را گواه میگیرند ایمانشان که پروار شد؛ با طعنه میگویند این اعتماد به نفس را که از سر راه نیاورده ام

از آدم ها عجیب دلگیرم از اینکه صفت هایشان را در ذهنشان آماده کرده اند و منتظر مانده اند تا تکان بخوری و ببینند به کدام صفت مینشینی و تو را هی توصیف کنند ... هی توصیف کنند ... هی توصیف کنند.... خنده ات بگیرد که چقدر شبیه‌شان نیستی دردشان بیاید و انتقامش را از تو بگیرند ! تا دیگر به آنها این حس را ندهی که کسی وجود دارد که شبیه‌شان نیست

از آدم ها دلگیرم که گرم میبوسند و دعوت میکنند سرد دست میدهند و به چمدانت نگاه میکنند دلت .... دلت که از تمام دنیا گرفته باشد.تنها به درد بازگشت به زادگاهت میخوریدلم گرفته است ... همین را هم میخوانند و باز خودشان را آن مسافر آخر قصه حساب میکنند...


یکشنبه 14 اسفند 1390 توسط مهلا | نظرات ()

من و تو

من وتو یكی دهانیم
كه به همه آوازش
به زیباتر سرودی خواناست.
من و تو یكی دیدگانیم
كه دنیا را هردم
در منظر خویش
تازه‌تر می‌سازد.
نفرتی
از هر آنچه بازمان دارد
از هز آنچه محصورمان كند
از هر آنچه واداردمان
كه به دنبال بنگریم،
من و تو یكی شوریم
از هر شعله‌ئی برتر،
كه هیچ گاه شكست را بر ما چیرگی نیست
چرا كه از عشق
روئینه تنیم.
و پرستوئی كه در سرپناه ما آشیان كرده است
با آمد شدنی شتابناك
خانه را
از خدائی گمشده
لبریز می‌كند.


پنجشنبه 27 بهمن 1390 توسط مهلا | نظرات ()

رنجش

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت .
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم .
سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت :



ادامه مطلب

سه شنبه 18 بهمن 1390 توسط مهلا | نظرات ()

سوره ی عشق..

خدایا!
جای سوره ای به نام " عشق " در قرآنت خالیست ،
که اینگونه آغاز میگردد :
و قسم به روزی که قلبت را می شکنند
و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت 


یکشنبه 16 بهمن 1390 توسط مهلا | نظرات ()

خدایا

خــدایا!

به من توفیق تلاش در شکست ...
صبر در نومیدی ...  رفتن بی همراه ...
کار بی پاداش ... فداکاری در سکوت ...
دین بی دنیا ...  عظمت بی نام ...
خدمت بی نان ... ایمان بی ریا ...
خوبی بی نمود ... عشق بی هوس ...
تنهایی در انبوه جمعیت ...
و دوست داشتن بدون آنکه دوست بداند،
روزی کن.


سه شنبه 11 بهمن 1390 توسط مهلا | نظرات ()

گول زدن داروغه

داروغه بغداد در میان جمعی مدعی شد كه تا كنون هیچ كس نتوانسته است او را گول بزند. بهلول هم كه در آنجا حضور داشت، به داروغه گفت: گول زدن تو بسیار آسان است ولی به زحمتش نمی ارزد. داروغه گفت: چون از عهده بر نمی آیی چنین می گویی.
بهلول گفت: افسوس كه اینك كار مهمی دارم، و گر نه به تو ثابت می كردم. داروغه لبخندی زد و گفت: برو و پس از آنكه كارت را انجام دادی بر گرد و ادعای خود را ثابت كن. بهلول گفت: پس همین جا منتظر بمان تا برگردم، و رفت.
یكی دو ساعتی داروغه منتظر ماند، اما از بهلول خبری نشد و آنگاه داروغه در یافت كه چه آسان از یك "دیوانه" گول خورده است


دوشنبه 3 بهمن 1390 توسط مهلا | نظرات ()

رحلت رسول اکرم تسلیت باد

متن ادبی برای تسلیت وفات حضرت محمد


یا رسول الله! با غروب آفتاب تو،
 کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم،

 اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد. سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!


شنبه 1 بهمن 1390 توسط مهلا | نظرات ()

مناجات

فغتغ

چه خدای عاشقی که گناه میخرد و بهشت می فروشد و ناز بنده میکشد.
خداوندا ؛ در این اخر ماه صفر،
به حق خون حسین بن علی به دردهای دل زینب

به غربت امام هشتم و به حرمت اقا رسول الله
ما را در زمره ی بهترین بندگانت

 و مایه ی مباهات فرشتگانت قرار ده 
امین یا رب العالمین


جمعه 30 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

احمد شاملو

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد-
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.


چهارشنبه 28 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

به دنبال خدا نگرد

به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی
 دوباره می گیرد
خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور
 از انسان ها جست و جو مکن

خدا آنجا نیست
او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست...


یکشنبه 25 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

اربعین حسینی تسلیت باد


السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)اربعین حسینی بر شما وعاشقان حسین تسلیت باد


شنبه 24 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

بیا مهدی شب هجران سحر کن

آقا نگاهت جای آهوهاست می دانم
دستان پاكت مثل من تنهاست می دانم

آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست می دانم

برگشتنت در قلبهای مرده ی مردم
همرنگ طوفانی ترین دریاست می دانم

آقا اگر تو بر نمی گردی دلیل آن
در چشمهای پرگناه ماست می دانم

جای سرانگشتان پر نورت در این ظلمت
مانند رد باد بر شنهاست می دانم

در باور كوتاه این مردم نمی گنجی
وقتی بیایی اول دعواست می دانم

ای كاش برگردی كه بعد از این همه دوری
یكباره حس بودنت زیباست می دانم

كی باز می گردی ؟ برایم بودن با تو
زیباترین آرامش دنیاست می دانم

تو باز می گردی اگر امروز نه! فردا
از آتشی كه در دلم بر پاست می دانم



جمعه 23 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

احمد شاملو

دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.


پنجشنبه 22 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

هر چه از خدا خواستم

هر چه از خدا خواستم گفت نه!
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد
خدا گفت نه!
رها کردن کار توست ، تو باید از آنها دست بکشی.
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد
خدا گفت : نه!
شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد.
خدا گفت: نه!
من به تو نعمت و برکت دادم. حال با توست که سعادت را به چنگ آوری.
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد
خدا گفت: نه!
رنج و سختی، تو را از دنیا دورتر و دورتر
و به من نزدیک تر و نزدیک تر می‌کند.

از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد
خدا گفت: نه!
بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی، اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمندتر و پرثمرتر شوی.
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند،
 از خدا خواستم و باز گفت: نه!

من به تو زندگی خواهم داد تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری.
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم،
 همان گونه که آنها مرا دوست دارند

و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم


چهارشنبه 21 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

پروردگارا

فغتغ

پروردگارا
میخواهم با نمازی سبز تا ابی ارامش تو اوج بگیرم
 وتا کرانه زیباییهای افرینشت پرواز کنم و
با سپیده صبحی که تورا انتظار میکشد همراه شوم و
تو را به شایستگی تسبیح گویم و
دل به مهربانی تو سپارم و تنها از تو یاری بجویم.


سه شنبه 20 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

خداوندا مرا ان ده،که ان به

شمع کوچک


خدایا در این تنهایی محض تنها حضور تو مرهمی

بر دل خسته ی من است.
خدایا در این سکوت بی نهایت در این سیاهی شب

تنها خاطره هایم هستند
که همچون ستاره های درخشان گویای روشنی است.
خدایا در انتهای جاده ی زندگی میان بن بست تنهایی اسیر شده ام.
ای کاش می توانستم دیوار سرنوشت را در هم شکنم و

آزادی را در آغوش بگیرم.
ای کاش می توانستم صداقت را دوباره احیا کنم آنوقت دیگر

تنهایی بی معنا بود.
ای کاش می شد همیشه زیبا زندگی کرد

خدایا اسان بودن دشوار است،اسانم کن  

  خداوندا کلام تو بودن دشوار است، بارانم کن

خدایا آن نیستم که باید،  آنم کن



دوشنبه 19 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

پرنده های زیبا



ادامه مطلب

شنبه 17 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

خرید بهشت

بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد

پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود

همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد

آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت

جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و

گُل صحرایی گذاشت

ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد

زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد

همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت

 بهلول، چه می سازی

بهلول با لحنی جدی گفت

 بهشت می سازم

همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت

آن را می فروشی




ادامه مطلب

پنجشنبه 15 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()

احمد شاملو

تـن تـو آهـنگی است
و تـن من کلمه ای است
که در آن می نـشیند
تا نـغمه ای در وجود آیـد
سروده ی که تـداوم را می تـپد
در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست:
قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.
و در سکـوتـت همه صداها
فـریـادی که بـودن را
تـجربـه می کـند.


چهارشنبه 14 دی 1390 توسط مهلا | نظرات ()



(اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتنهاست)

داستانهای بهلول
گالری عکس
اشعاری از احمد شاملو
جملات زیبای دکتر علی شریعتی
اشعار وجملات زیبا
متون و جملات عارفانه
دانلود اهنگ
داستانهای کوتاه
اس ام اس مناسبات و ایام سال

فقط خدا
قاصدک(اون یکی وب خودم)
((\/\/...از زبان یک...\/\/))
♥ عطا جون.LAF Love ♥
کمی اهسته تر
خاطرات ابدی
لیموترش نت
مهندس کوچولو
خیلی دور ..خیلی نزدیک
لحظه های ماندگار
بنـــــــــــــــــام او
sandoghche roya
ققنوس من
عشق بی انتها
پرشکسته
جهان متن
عاشقانه
باران
شرح بینهایت
میعادگاه عشق
بفرمایید وبلاگ
ترنم ایه های بارانی
دل نوشته های سفید اما ابری
☺♫۩♥۩کوچه فرعی۩♥۩♫☺
کلبه ی کوچولوی من(تاینا)
بهترین آینه ی آدم ها :مشتی خاک
دل نوشته های دیوونه و عروسک
هرچی دوست داری اسمشو بزار
تنها به جستجوی تو هستم
داستان سرزمین عجایب
یه خورجین خنده
قاصدک(رویا)
کلاه خاکی
نگاه خیس
کِلکِ خیال ..
ستاره
ماه من
پاتوق
عاشقیزیم
درددل بادل
بی خیال دنیا
سایه روشن
مسیح (ریاضی)
هم چیز
مریم شرقی
اگر تنهاترین تنها شوم...
کلبه ی عشق و لبخند
عشق(داش محمد)
شعرهای صادق علی پور
دل سوخته
تنها به جستجوی تو هستم
نیمه ی گمشده
حرف دل
رختکن خاطرات
انتطار
harfhaye nagofteye ghalbam

خدایا....
ولادت حضرت فاطمه گرامی باد
مهربانا
خدایا !!
شهادت فاطمه زهرا تسلیت باد
فقط تو
تو لیاقتشو داری
فقیر - داستان بهلول
بهار می اید
دعا میکنم
گفتگوی خدا و بنده..
از ادمها دلگیرم
من و تو
رنجش
سوره ی عشق..
خدایا
گول زدن داروغه
رحلت رسول اکرم تسلیت باد
مناجات
احمد شاملو
به دنبال خدا نگرد
اربعین حسینی تسلیت باد
بیا مهدی شب هجران سحر کن
احمد شاملو
هر چه از خدا خواستم
پروردگارا
خداوندا مرا ان ده،که ان به
پرنده های زیبا
خرید بهشت
احمد شاملو

ابزار وبمستر

عکس

خرید vpn

قالب وبلاگ


Up Page